مؤلف مجهول

11

هفت كشور و سفرهاى ابن تراب ( فارسى )

- روضة الحكمه ( ناشناخته ) . - سراج القلوب تأليف ابو منصور سعيد بن قطان غزنوى ( از اوائل قرن هفتم ) . - سكندرنامه محتملا اسكندرنامهء نظامى . - سير النبى ( اگر تصحيف شرف النبى نباشد ) ناشناخته ، شايد از محبّ الدين احمد طبرى در گذشتهء 694 . - شاهنامهء فردوسى . - قصص الانبياء كه درين متن تأليفش منسوب به غزالى شده . زمان تأليف و ساختار آن اسلوب بيان و ساختار زبانى نگارش هفت كشور به تأليفات دوران صفوى نزديك است و مىتوان مقايسه كرد با داستان محبوب القلوب كه از همان عهد است و اينكه در صفحهء 297 ضمن ابياتى آمده است : « به حقّ امامان و الا گهر * كه نازش بديشان كند بحر و بر » شايد بتواند قرينه‌اى باشد از اين كه مؤلف در آن عصر مىزيسته است . از نظر كاربرد واژگانى ، دو لفظ « تنكه » و « راجه » كه از دورهء مغولى به زبان فارسى وارد شده و در هند رواج داشته است ، درين متن ديده مىشود . ناچار اين احتمال را پيشنهاد مىكند كه مؤلف با آن‌گونه معارف آشنايى داشته و منابع تأليف شدهء صاحبان سبك هندى را ديده بوده است . مؤلف دو جا از « عادلشاه » نام مىبرد . يك‌بار آن‌جا كه ابن تراب دربارهء تمايل خود به سفر به پدر پاسخ مىگويد و مصرّ به سفر هفت كشور است و « ماجراى ايشان به حضرت سلطان عادلشاه مىرسد » ( ص 112 ) . و جاى ديگر وقتى است كه ابن تراب و عقيل الدين به مسافت اوّل رسيده‌اند و از احوال كيوان بخت پادشاه كشور اوّل ياد مىكنند . عقيل الدين مىگويد : « اگر بدين صفات فضل و كمال آراسته نبودى ، حضرت عادلشاه امر عظيم فرمانروايى را به او تفويض نفرمودى » ( ص 197 ) . نام عادلشاه مىتواند قرينه‌اى باشد از آشنايى مؤلف با نام پادشاهى از هندوستان كه چنان نامى داشت و از سلاطين سورى دهلى بود كه در سنهء 960 مدت كوتاهى سلطنت كرد . البته عادلشاهيان هم بوده‌اند كه در بيجاپور پادشاهى داشتند و نام يكى از آنها يوسف عادل‌خان بود ( سنهء 895 ) . از خصوصيات ديگر اين متن استفاده از درون‌مايه‌هاى قصه‌هاى عيارى و اصطلاحات و نامهاى عياران است مانند اختيار نام نسيم براى غلامبچهء دونده و تيز رفتار خواجه رغام . طبعا اين نام يادآور نام پرآوازهء مهتر نسيم عيار است و همچنين است نامهاى دوندگان و پيادگانى چون آتشپاره ، صرصر ، رعد و . . . كه دور از آن مقوله نيست .